على محمدى خراسانى

18

شرح رسائل (فارسى)

طريقى 2 - قطع موضوعى . قطع طريقى عبارتست از آن قطعى كه هيچ‌گونه خصوصيتى و موضوعيتى ندارد بلكه صرفا طريق و راهى است بسوى واقع ، قطع موضوعى عبارتست از اينكه خود صفت قطع بما انه صفة من صفات النفس در مقابل صفت ظن و شك و وهم در موضوع حكم شرع دخالت دارد و حكم شرعى دائر مدار حالت قطع است اگر قطع به اين موضوع و يا حكم باشد حكم هست و گرنه نه مثل اينكه شارع فرموده : اذا قطعت بخمرية شىء يجب عليك الاجتناب و . . . قاعدهء اوليه در قطع طريقيت است مگر در مواردى كه دليل داشته باشيم بر موضوعى بودن و لذا در موارد شك بر اساس قاعده عمل مىكنيم يعنى حكم مىكنيم به طريقى بودن حال ميان قطع طريقى با قطع موضوعى فرقهائى وجود دارد كه مرحوم شيخ به سه امتياز اساسى اشاره نموده و آنها عبارتند از : 1 - قطع طريقى وسط واقع نمىشود براى اثبات الحكم للموضوع ولى قطع موضوعى وسط واقع مىشود به عبارت ديگر در مواردى كه حكم شرعى براى متعلق خود قطع يعنى الامر المقطوع به يعنى همان عنوان واقعى ثابت مىگردد و قطع صرف طريق است در اينجاها قطع واسطه واقع نمىشود به حكم همان دو دليلى كه ذكر شد ولى در مواردى كه حكم شرعى براى متعلّق ديگرى يعنى الأمر المقطوع به به وصف انه مقطوع به ثابت مىگردد و خود صفت قطع در موضوع دخالت دارد در اينجا قطع وسط واقع مىشود . دو مثال : الف : مثال از احكام شرعيه : فرض كنيم كه شارع حرمت را بر خمر مقطوع مترتب كرده نه خمر واقعى در اينجا مىگوييم : هذا مقطوع الخمرية و كل مقطوع الخمرية حرام فهذا حرام .